۱۳۹۸ اسفند ۲۸, چهارشنبه

دریاچه غاز وحشی(دیائو یینان)




دیائو یینان در فیلم جنایی/پلیسی جدیدش دریاچه‌ی غاز وحشی (The Wild Goose Lake) به شگردهای نوآر و اتمسفر دلگیر و تاریکِ فیلم پیشین‌اش زغال سیاه، یخ نازک (برنده خرس طلایی برلین 2014) باز می‌گردد تا سرگذشت ژو زنونگ را روایت کند، خلافکاری که تصادفی پلیسی را می‌کشد و در مسیر فرار با یک زن روسپی مرموز به نام لیو آیای آشنا می‌شود. فیلم با ملاقات آن‌ها در ایستگاه قطاری خلوت و بارانی آغاز می‌شود: ژو منتظر همسرش است، اما در عوض با لیو مواجه می‌شود. لیو ادعا می‌کند که می‌خواهد به مرد کمک کند تا همسر حالا گمشده‌اش را بیابد. آن‌ دو با هم سفری را می‌آغازند که در نهایت به دریاچه‌ي بدنام عنوان فیلم می‌رسد. در این مسیر ژو، مردی بدون آینده، می‌کوشد اوضاع را به گونه‌ای سر و سامان دهد تا همسرش بتواند جایزه‌ی دستگیری‌اش را از پلیس دریافت کند؛ در حالی که لیو با بدن و روحی درهم‌شکسته برای بقاء می‌جنگد، هر چند به طرزی تناقض‌آمیز همچنان به ارزش‌های درونی‌اش پایبند می‌ماند.  

فراتر از کیفیت بصری بسیار سبک‌پردازانه‌ و صحنه‌های پرخشونتِ هیجان‌انگیز فیلم (یادآور برادران کوئن و تارانتینو) دیائو بار دیگر کاپیتالیسم درنده‌خوی چین مدرن را می‌کاود. شخصیت‌ها، انگیزه‌ها و کنش‌های آن‌ها پیرامون پول جایزه‌ برای سر ژو زنونگ شکل می‌گیرند (ایده‌ای که قطعاً بیش از خشونت سردِ بی‌اعتنای فیلم کوئنی‌ست). آدم‌ها در فضاها و مکان‌هایی مخروبه و خطرناک پرسه می‌زنند گویی از پیش تسلیمِ سرنوشتِ محتومِ خود شده‌اند، در حالی که دوربین یینان با برداشت بلند در میان‌شان شناورست و حال و هوایی تهدیدبرانگیز می‌سازد. بهترین مثال سکانس شبانه‌ی بازار باز و رقص دسته‌جمعی‌ست، ترکیبی از سایه‌ها و نورها، سیلوئت‌ها و تن‌ها، رنگ‌های درخشان و درگیری‌های خونین.


 ژو مرده‌ي زنده‌ای‌ست که سرانجام همراه با لیو روی دریاچه‌ی مه‌آلودِ اشباح قایق‌سواری می‌کند (صحنه‌ای که «اوگتسو» میزوگوچی را به یاد می‌آورد): قلب مرد خونریزی دارد و چهره‌ي زن جوان به طرز گمراه‌کننده‌ای آرام است، نمایشِ تصویرِ عشقی ناممکن که فراموش‌ناشدنی‌ست. در همراهیِ ناجورِ آن‌ها وفاداری به معنای خیانت است، عاملی که تعقیب ‌و گریز پایانی در کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر را دردناک و از نظر احساسی پیچیده می‌کند. با وجود این همه خشونت و سنگدلی، سکانس پایانی می‌تواند همچون نشانه‌‌ای از امید خوانده شود، دو زن با صلح و آرامش کنار هم راه می‌روند گویی علیه پدرسالاری بی‌رحم سرزمین‌شان قیام کرده‌اند کورسویی نورانی در بینش تاریک و سرسختِ فیلمساز چینی.   

*این یادداشت ترجمه‌ای است از ریویویی که پیش‌تر برای پوشش جشنواره تیف برای مجله سینمااسکوپ نوشته بودم. لینک نوشته انگلیسی:






هیچ نظری موجود نیست: